شما را نمایاندند اگر مى‏دیدید ، و راه نمودند اگر مى‏یافتید ، و شنواندند اگر مى‏شنیدید . [نهج البلاغه]
اندیشه های من
::تعداد بازدید کنندگان::

6588

::بازدید امروز::

5

::بازدید دیروز::

16

 
::لینک های روزانه ::

اشارات [2]
اخبار لحظه به لحظه [24]
مسجد شهید دستغیب [26]
پیام نور استان تهران [53]
ابرار ورزشی [111]
دیوان محاسبات کشور [27]
دانشگاه پیام نور [62]
فهرست روزنامه های ایزان [33]
لیست سایتهای فوتبال [71]
وزارت امور اقتصادی ودارایی [19]
سازمان حسابرسی [30]
پایگاه اطلاع رسانی فوتبال ایران [258]
[آرشیو(12)]

 
::درباره خودم::
اندیشه های من
عباس صحرانورد[99]
طرفدار کلماتی که جان آفرین است وحیات بخش وکسانی که در پرهیز از منیت ودراخلاص وعشق موفق بوده اند .
::لینک به دوستان::
::لوگوی وبلاگ دوستان::







::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

::آرشیو ::

معرفت نفس [15]
اجتماعی [4]
اخلاقی [4]
شخصیت های معتبر [10]
ورزشی [7]
اشارات وتنبیهات [39]
حسابرسی [8]
دعا

::اشتراک ::

نام:

ایمیل:

 


نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  



 



چهارشنبه 5/4/1387   ساعت 3:19 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

1-بعضی وقتها بعضی حرفها راه را نشان می دهد وراه را باز می کند اما اگر بخواهی زیادی بر آن تاکید کنی خودش یک مشکل می شود.مشکل از این بابت که به راهنما توجه بیشتری کردیم تا راه .


چند مطلب بر دلم نشسته تا آنها را برایتان باز گو کنم وخدا پدر این قلم را بیامرزد که این فرصت را می دهد که مطلب از دل بر جایی دیگر نشیند .


در زندگی برای بعضی از لحظه های کوچک حرکت بر مبنای فایده مندی را رعایت کنیم که سودی عظیم می بریم . حرکت برمبنای فایده مندی مصداق های زیادی دارد آنچه که شما را دودل و معطل و سرگردان می کند جایی است که حرکت بر مبنای فایده مندی به شما  کمک می کند .شما نمی توانید در تمام  لحظه ها این قاعده را رعایت کنید چون لحظه ها برای گم شدن در خدا ساخته شده اند نه برای حرکت بر مبنای فایده مندی .


2-شریعت موضوعی است که دینداران را به خود مشغول داشته است ..آنچه مسلم است موضوعات همیشه محکم و واضح نیست ، گاه در این راه رفتارها متفاوت است  .شریعت مجموعه ای از احکام است که پیامبر در مقام لایقفی بدان رسیده است ،ما نمی خواهیم بگوییم مقام لایقفی چیست  . می گوییم ما یک حکم داریم که بایست پیاده شود وپیاده شدن به رستگاری کمک می کند واین حکم مال خداست  .اجرای این احکام نیاز به تشخیص دارد .منظور من از تشخیص این است که خداوند نمی خواهد ما فدای احکام شویم .نگرش همه جانبه لازم است .میزان توانایی برای اجرا لازم است .هدف پرورش جان است ورسیدن به طهارت وصفای جان .

لذااگر حکم را بدانی کار تمام نیست .کار وقتی تمام است که بدانی این حکم چه قدر با محکوم مناسبت دارد . چیزی که متاسفانه اکثرا نمی بینند محکوم است و تنها حکم را می بینند . محکوم اگر روزه برایش ضرر داشته باشد حکم روزه بر او مناسبت ندارد .یک مشکل دیگر احاطه نداشتن ما بر تمام احکام است و احاطه نداشتن برتمام شرایط محکوم است .در چیزی که برایت روشنی اش مشخص نیست لطف خدا را در صورت اشتباه قائل باش .کیفیت هایی که به واسطه رهایی انسان از خود حاصل می شود چون خلاقیت ونشاط نبایست در بند کمی شدن در مسایل جزیی از میان برود  به طوری که کسی که در مقام حیرت قرار گیرد شریعت با او مناسبت ندارد .نمی دانم از کم حوصلگی ها و شتاب ها چه بگویم ؟یکی شریعت را به کلی کنار گذاشته .یکی شریعت را ناقص می داند و یکی هم آن را درست به کار نمی برد .زیاد هم لازم نیست وسواس به خرج دهیم .
یکشنبه 12/3/1387   ساعت 8:56 صبح

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  


پرسپولیس قهرمان شد یک شادی به وقوع پیوست .آیا استقلال هم می تواند دوباره کاروان شادی به راه بیاندازد .


 



 


 


 


 


 


 


 


 


چهارشنبه 8/3/1387   ساعت 4:12 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

این خیلی مهم است که مردم در برابر مسایل مختلفی که در جامعه رخ می دهد به واسطه شعور خود در جامعه عکس العمل مناسبی بدهند از جمله این مسایل بحث تورم است .بایست یک آموزش همگانی صورت گیرد تا مردم بدانند در زمانی که قیمت ها در بازار جهش پیدا می کنند عکس العمل منفی آنها وضع را تشدید می کند .به طور مثال امسال اگر قرار است برنج گران شود هجوم مردم برای خرید برنج افزون بر نیاز مسلم است که قیمت آن را به طلا نزدیک می کند .و دود این گرانی به چشم مردم می رود .بنا براین مردم امسال بایست بدانند، به اندازه نیاز خود در ماه برنج بخرند که چند کیلویی می شود و مطمئن باشند که که کاهش ناگهانی تقاضا قیمت ها را پایین می کشد . تا کی بایست مطابق میل طمع کاران محتکر که برای پول هر کاری می کنند .حتی امسال از برنج کمتر استفاده کنیم مخصوصا تهرانی ها که بیشترین آمار آفساید شکم از طرف آنها گزارش می شود . خودمان هم می دانیم که نسبت به کشور های دنیا برخی از مواد غذایی را بیش از حد مصرف می کنیم مثل روغن وشکر و برنج که باعث چاقی ، دیابت و بیماریهای قلبی می شود .این را برانکو می گفت . همان مربی سابق تیم ملی که نزدیک یک دهه در ایران بود .
پنجشنبه 19/2/1387   ساعت 1:27 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

در روزهای اخیر بهاری مقاله ای را ازسرزمین ایالات متحده در خصوص نقش ارزشهای فرهنگی بر پذیرش و اثر بخشی مدیریت (سیاستها و عملیات مدیریت منابع انسانی )ترجمه نمودم که چکیده و نتیجه وکلمات کلیدی آن را برای علاقه مندان می آورم .


چند نکته را به عرض می رسانم .


1-برای پیداکردن مقاله های روز دنیا باید به سایت های معتبر علمی دنیا رجوع کنید .که در ازای پرداخت مبلغی مقاله ها یا کتاب های الکترونیک را دراختیار شما قرار می دهند(قابل توجه محققین و کسانی که دانشجو هستند)برای کسانی که می خواهند این مقاله ها را رایگان دریافت کنند باید به سایتهای دانشگاه های معتبر کشور رجوع کنند تااز سایت هایی که قبلا انتخاب شده و پولش پرداخت شده با هماهنگی مسئولین مربوطه استفاده کنند.


2-امروزه شناخت انسان نقش اصلی را در مباحث مدیریتی بازی می کند . به طوری که اثر مسایل ناشی از انسان متغیر تعیین کننده در تبیین پرسش ها و مسایل است .در این زمینه از خوانندگان دعوت می کنم در صورت علاقه حتما معارف اصیل و غنی انسانی که از زبان معصوم و وحی آمده است را مطالعه کنند و آن را با نتایج تجربی دانشمندان تجربی همراه سازند.


3-همیشه رازی در میان است وهمه مسایل روشن وظاهر نیستند . این راز را سر گویند که در وجود انسانی پنهان است و هرکس در حد فهم و درک خود از آن سخن می گوید .دلیل اینکه انسان هادایم قضاوت می کنند می خواهند بگویند که این راز را می دانیم واکثرا نمی دانند .


این اسرار واحکام در شخصیت ها نهفته است و هرکس حکم خاص حود را دارد . لذا شناختن این احکام کمک مهمی در مدیریت می کند این احکام  در واقع فرهنگ هر گروه وجامعه انسانی است که راه شناختش جز از طریق ظهورات ونشانه هایی که دارد برای انسان های نوعی میسر نیست و در شناخت آن اشتباه بسیار می شود .


4-مقاله زیر می گوید که تنها وجود دانش وفن وتعهد در مدیریت کافی نیست بلکه ارزشهای فرهنگی می تواند داستان را دگرگون کند وتناسب های فرهنگی به خصوص در جوامعی با ارزشهای فرهنگی متفاوت بایست رعایت گردد.


چکیده


تنوع فرهنگی سازمانهای ایالت متحده به طور سریع افزایش میابند.برخلاف این موضوع توجه نسبتاکمی شده براثری که افزایش در تنوع فرهنگی ممکن است برپذیرش واثربخشی سیاستها وعملیات مدیریت منابع انسانی داشته باشد.(برای مثال:استخدام ،انتخاب،آموزش،ارزیابی عملکرد،حقوق ودستمزدومزایا).


بنابراین مااثر تعدیل کننده فرهنگ فردی وفرهنگ سازمانی رابر روابط بین الف) عملیات وفرایندهای مدیریت منابع انسانی وب )پذیرش و اثر بخشی چنین فرایندها وعملیات را مشاهده می کنیم.


بعلاوه ما برای تحقیق ودر عمل مواردی رانشان می دهیم.


کلمات کلیدی:فرایندهای مدیریت منابع انسانی (Human resource management processes)،
•عملیات مدیریت منابع انسانی (; Human resource management practices)،
•تنوع در سازمان ها (Diversity in organizations;)،
•فرهنگ سازمانی (Organizational culture)


 


 


-نتایج


قضیه عمده این مقاله این است که فرهنگ متقاضیان آتی ،متقاضیان و متصدیان برپذیرش واثر بخشی فرایندها و عملیات مدیریت منابع انسانی اثر می گذارد .ما فرض می کنیم که فرهنگ تعدیل می کند ارتباط بین الف)عملیات وفرایندهای مدیریت منابع انسانی ب)پذیرش و اثر بخشی چنین عملیات وفرایندهایی (شکل 1)اگر چه ابعاد مختلف فرهنگ ممکن است برتعدیل همان رابطه عمل کند ،ما متمرکز می شویم بر ارزشهای آن فرهنگ .دلایل بسیار مهمی در این زمینه وجود دارد .به طور خاص عملیات اجتماعی کردن، افراد را در فرهنگ های مختلف هدایت می کند تا سطوح مختلف ارزشها را داشته باشند.(برای مثال فرد گرایی ،جمع گرایی،فاصله قدرت وخانواده گرایی)


مقالات تجربی و تئوری می گویند که سازگاری زیادی با فرضیه اصلی مقاله ما وجود دارد.به طور مثال نتایج مطالعات تجربی به طور مستقسم وغیر مستقیم به این اثر تعدیلی اشاره دارند . مطالب گفته شده در بسیاری ازموارد مقاله تنها قسمتی از مطالعات بسیاری که در ارتباط با این موضوع عنوان شده آمده است که مشتی از خروار است .(برای مثال اثر تعدیلی ارزشها بررابطه بین کاراکتر های سیستم حقوق و دستمزد و پاسخهای کارکنان ). متاسفانه در تعدادی از مطالعات این ارزشها به طور غیر مستقیم اندازه گیری شده است .(برای مثال اعضاء گروه قومی). به علاوه اغلب مطالعات بر پایه گروههای فرهنگی اندکی بوده است .بنابراین نیاز به تحقیقات بیشتری در خصوص فرضیه اصلی ما وجوددارد.به رغم تحقیقات اندک در این رابطه ، به نظر می رسد که عملیات و فرایندهای مدیریت منابع انسانی سازمانهای ایالات متحده باید تغییر کند تا اینکه حساسیت بیشتری به افزایش تنوع فرهنگی صورت گیرد.و باید توجه بیشتری به این موضوع صورت گیرد ممکن است نتایج نامطلوب در مقابل پذیرش و اثر بخشی عملیات وفرایند های مدیریت منابع انسانی صورت گیرد .درنتیجه ممکن است سازمان ها شاهد کاهش کارایی و اثر بخشی گردند. به علاوه ممکن است نتایج منفی برای افرادی که فرهنگ های متفاوتی از فرهنگ غالب دارند صورت گیرد.به طور کوتاه حساسیت به فرهنگهای گوناگون افراد نه تنها بازرگانی خوبی را ایجاد می کند حتی سلامت افرادی را بیشتر می کندکه در ایالات متحده  فرهنگ هایی دارند که از فرهنگ غالب متفاوت است .



پنجشنبه 19/2/1387   ساعت 1:13 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

به ما گفتند کم صحبت کنید .انسان موقعی که به مخلوقات اصابت می کند به سبب اینکه همه انسان ها علم به ذات و سینه ها ندارند لذا در مورد شما یا ما وانچه که در ماست اندیشه مناسب اختیار نمی کنند .قضاوت اشتباه می کنند . این موضوع وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که ما بخواهیم با شخصیتی که از ما به تصویر کشیده می شود سرنوشتی پیدا کنیم .خوب شخصیت و شرایط طوری است که اشتباه در آن رخ می دهد.


لذا هوشیاری با خلق لازمه کار است .که ائمه به اندازه عقول مردم با آنها صحبت می کردند وحافظ می گوید:


زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس


شما نمی دانیدکه که چه غوغایی است معجونی از انسانها که خمیر مایه نادانی دارند وفهم چه پدیده بیگانه ای می شود.لذا مطلب مهم این است با هرکس به اندازه شناختی که از او دارید و متناسب با شناخت فوق زندگی کنید.زندگی یعنی سوال ،صحبت ، و....


یکشنبه 1/2/1387   ساعت 3:34 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

مطلب های گوناگون بسیار است ولی واحد بودن به کار رشد می دهد . حرکت از خط مستقیم به خطوط دیگر ثمری جز معطلی ندارد..


سال رو به انتها ست.توصیه من این است که در روابط اجتماعی عاقلانه عمل کنیم ، عالمانه عمل کنیم ودور اندیش باشیم و مهمتر از همه چیز این است که به پاک بودن خود بیاندیشیم قبل از اینکه به فکر فردای خود باشیم.حرکتی درست است که به عزت برسیم .چون حسین بن علی علیه السلام .


مشکلات جامعه به دلیل حضور خیالات است که جامعه معطل می شود .بایست خوراک عقلانی برای مردم تهیه نمود .عقل می گوید اگر طرف مقابلت بد است تو خوب باش.


وجود ما چهار فصل دارد .بهار ،تابستان ،پاییز و زمستان .


در پاییز وضعیت رو به خزان است برای اینکه به بهار برسی بایست در زمستان عمرت بمیری .لذا می گوید برای دیدار من بایست بمیری که در موت من ،حیات من است.واین مردن بدون مردن است که ما اصلا مردنی نیستیم .که برای بقا آفریده شدیم.


مردن عاشق نمی میراندش در چراغی تازه می گیراندش.


سه‏شنبه 28/12/1386   ساعت 12:34 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

ما در یک مسیری حرکت می کنیم که معلوم نیست فردا چه اتفاقی می افتد؟و یکسری مسائل به طور مستقیم و محسوس برای ما قابل مشاهده نیست .گاهی خودمان فکر می کنیم این کار درست است درصورتی که درست نیست وبعدها به اشتباهات خود پی می بریم .بعضی وقتها غیر از گفتن بایست پی ببریم.


در ارتیاط با انسان وخدا ،خداوند با عمل خود حرف می زند لذا اعمال و اتفاقاتی که در طول تاریخ رخ می دهد رسولان حق اند.


یک امر تنها در عالم محسوسات حقیقی نمی شود.خواب یکی از این مصادیق است که خواب را تعبیر میکنند چون این حقیقتی که در خواب میبینیم دیر یا زود در عالم محسوسات به وقوع می پیوندد.خوابهای معروفی در تاریخ داریم مانند خوابهایی که شاهان دیدند وتعبیر کنندگان آن را تعبیر کردند.و گفتند: سلطنت تو اینگونه می شود یا آنگونه!


لذا خداوند مجرایی را قرار داده که در آن می توانیم مشیت واراده اش راببینیم .با اتفاقاتی که رخ می دهد می توان فهمید که مادرست حرکت میکنیم یاخیر؟ و خدا از ما راضی است یا خیر؟ که این درک کار بزرگان است.


در کنار محسوسات سخن از معقولات است سخن از خیال وذهنیات ودر ان بالا عالم قدس است .لذا مطالعه قوای نفس ونفس در درک این مجرا واین ماجرا ضرورت دارد.وبایست به قرآن روی آورد وداستان انبیاء را مطالعه نمود که برای هرپیامبری حکمتی است.که این  حکمت ها را نگین گویند که فص است ومی شودفصوص الحکم


عالم یک سلطان بیشتر ندارد و هرچه او بخواهد می شود.امر او یک موضوع واحد است این امر واحد گاه روی اختیار دارد وگاه روی جبر لذا جبر یا اختیار نیست.و او هرچه بخواهد همان می کند اگر تو از او کمک بخواهی کمک می کند و اگر بدگمان باشی بد گمانی می بینی که او فیض را رسانده و خودت در شدی. تو در راه رستگاری باش و در سلطنت او حدود خود را بشناس و تو را مقامی بس رفیع داده که اگر بدانی که هستی آنچنان می گردی .الهم صل علی محمد وآل محمد از او خواه که دارد و می خواهد از او خواهی از ا و مخواه که ندارد ومی کاهد اگر بخواهی .


تاویل به معنی مراد است و تعبیروتاویل وتفسیر بدین سبب کاربرد دارد.


 


یکشنبه 19/12/1386   ساعت 1:28 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  


 


همه جا سخن از حسین علیه السلام  است کسی که نتوانستیم اورا بشناسیم. ای امام مسلمین این ماییم که با جهالت خویش نیازمند توییم اگر کسی را باور نداشته باشی نمی تواند برایت فایده داشته باشد ما هر کلمه ای که می گوییم مملو از خطاست ما همان خاکی هستیم که به دست باد بود و اکنون این شدیم ای کاش چهل روز پای صحبت تو میبودیم و اربعین را میفهمیدیم یعنی چه!


درخت تو گر بار دانش بگیرد 


درخت آبیاری اندازه میخواهد


پیاده شدن معارف اصل مهم دیگری است به این معنا که معارف را بایست خورد و به دارایی  علاوه بردانایی تبدیل نمود ممکن است تو بدانی لا اله الا الله اما دارایی تو نباشد و طعم آن را ندانی که کیف وجدتم قول لا الله الا الله


از عالم قدس تا نفس واز نفس تا فوه خیال .از قوه خیال تا حس مشترک واز حس مشترک تا عالم مادی دریچه ای است به سوی بی نهایت ویا پنجره ای ویا دری و یا دروازه ای و یا عالمی است فرا خور گشایش ما ولی ای دوست ما تشنه ایم.


 عالم قدس جایی است که بی مکان است وتوجه به او در نفس اثر می گذارد و پیامبر به اثر نفس خود شق القمر نمود و به دست اوست ملکوت هرچیزی و نفس هم از او خاصیت دارد و قوه خیال مترجم معنا به تصویر است وحس مشترک تابلویی است که این تصویر و اثرش در آنجا درک میگردد ولذت دارد که نقاشی خوش باشد.چه مسیر هایی در پیش و خرما بر نخیل است.نمی دانم ها که بسیار است .لذا هر کس میهمان سفره خویش است .وروزی سفره را خدامیدهد.


 



یکشنبه 30/10/1386   ساعت 5:51 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

حرکت در تاریکی زمانی رخ می دهد که شما نمی دانید در یک مجموعه ای که در مورد شما قضاوت و تصمیم گیری می کنند چه گذشت و شما با دو جریان در تناوبید .


1- قضاوت های خوبی صورت گرفته


2-حسابی در مورد شما کج اندیشی شده


3-به شما تهمت زده شده


4-عیوب شما را ظاهر کردند


و...


چه بایست کرد ؟


اگر شما یکی از این گزینه ها را باور کنید و حرکت کنید می شود حرکت در تاریکی  این مثال جامعه شناختی حرکت در تاریکی بود.در تاریکی آیا بایست حرکت کرد ؟ همیشه لازم نیست حرکت کنیم


مهم این است که شما مدیریت برخود را از دست ندهید و وقت شناس باشید که پیش از وقت شتاب نکنیدو نقاط ضعف از خود برجای نگذارید و اگر هم گذاشتید همان جا نقطه را جبران کنید.نبایست در مسایلی که علم بدان ندارید فرو روید بایست آنها را رها کرد اما در درست حرکت کردن خود بکوشید


مدیریت برخود یعنی مواظب باش تحریک  اشتباهی نشوی .


یقین با تلقین تقویت می شود مثل میت که در فبر برایش تلقین می خوانند و یقین خیلی مهم است یقین یعنی باور اگر آدمی سالم باورکند مریض است بیمار می شود .چه قدر تلقین روی این باور اثر دارد لذا ذکر یکی از نیروهای کمکی نفس است که دل را جلا می دهد.خود تصور نقش آفرینی می کند .لذا مهم است خوب اندیش باشیم یابد اندیش


فایده یقین اگر رضایت را بدان اضافه کنی یعنی یک زندگی که تو دارای ادراک ملایم از آن هستی و حسن حال داری .خدا را در جریانات نبایست حذف کنی که اصل اوست .گزینه های صحبت زیاد شد بایست در آینده از یقین و عشق خدا به خودش بگوییم .


 


جمعه 30/9/1386   ساعت 8:36 عصر

نویسنده مطالب زیر:   عباس صحرانورد  

بعضی وقتها میگویند :به نام ما به کام شما شد .اینجا سند خانه به نام من است اما تو داخل آن می نشینی ..


فعل می گویند ایجاب اش از خداست اما به شما نسبت می دهند.


من برمی خیزم اما به حول وقوه تو.


دل یک کاره است .


نمی توان نفرت وعشق را یکجا در دل جای داد با ورود یکی دیگری میرود.


خیلی وقتها در نسبت دادن این ماجرا رخ می دهد .


برادران یوسف حسادت کردند در آخر ماجرا یوسف گفت :شیطان شما را گول زد.


نفس آنها را تبرئه کرد و به آن اجازه داد که بتوانند یگانگی کنند.


عارف هم ناملایماتی که از دیگران می بیند به شیطان ونفس اماره نسبت میدهد نه به خود شخص واینجاست که عارف دارای صلح کل است وبدی را در دل نگه نمیدارد.


چون نگهداری همان وافتادن همان .


تو علاوه برآن که بدی دیدی حق انتقام نداری وحق این را نداری که بد ببینی .بایست ردکنی .


این کار یکی از شاهکار های رندی است .


در دید توحید صمدی ما سختی را به جلال و آسانی را به جمال الهی نسبت می دهیم به کسی که همیشه بدهکار هستیم وما بین این دو هستیم .


اینجا شایدبوی  مکر ممدوح می آید .


یکی از مشکلات راه مردم اند به انحاء گوناگون و ناگزیر از مردم هم هستیم .


ومهم این است که کدورت بر دل نماند و تو از تصفیه دل باز نمانی در دار وجود هم جزخدا کسی نیست .تو از خودت بپرس که هستی ؟


راستی چرا اسناد وایجاب دو تا میشود.شنیدی می گویند تو باعث شدی من اهل بهشت شوم.


به خاطر این شیوه است که عارف دل خود را از غیر خدا خالی می کند.این مطلب آمد که اگر در میان خلق دچار بی هنری  دیگران شدید با ایجاب ونسبت کدورت را برطرف کنید .از گامهای شیطان پیروی نکنید چون به بن بست می رسید بعد کفر می گویید.شیطان راهها را میبندد ، نا امید میکند ووعده دروغ می دهد.شاید دلیل این برخورد ها این باشد که تواز قافله بی قراری خدا باز نمانی و خشک نشوی چون اگر خدا لحظه ای تجلی نکند همه خلاصیم.لذا حال که دارد دم به دم تجلی مکند ودر این تجلی بی قرار است تو اگر ازکسی چیزی به دل بگیری از این تجلیات باز می مانی ونمی توانی استفاده کنی  وسنگ می شوی چون از آسمان باز ماندی سنگ می شوی و سنگ هم به همین دلیل سنگ است.


 اگر در راهی که هیچ که اگر نیستی یک شیوه در رفتن از خیال خلق را گفتیم  که می گوید این هم بگذرد یعنی بایست گذشت تا از تجلی بعدی که تکراری نیست باز نمانی بایست اندیشه خود را و فکرت را در عبادت به کار گیری که کدورت حاصل خاطرات دنیوی وعلایق نفسانی است و مانع صفای باطنی  .


 


سه‏شنبه 27/9/1386   ساعت 10:0 صبح


ْلیست کل یادداشت های این وبلاگ

[5/4/1387- 3:19 ع] قهرمانی استقلال در تصویر
[12/3/1387- 8:56 ص] شریعت و فایده
[8/3/1387- 4:12 ع] در طعم قهرمانی
[19/2/1387- 1:27 ع] آموزش همگانی تورم
[19/2/1387- 1:13 ع] ارزش
[1/2/1387- 3:34 ع] هوشیاری با خلق
[28/12/1386- 12:34 ع] موت بهاری
[19/12/1386- 1:28 ع] تاویل
[30/10/1386- 5:51 ع] عالم قدس
[30/9/1386- 8:36 ع] حرکت در تاریکی
[27/9/1386- 10:0 ص] ایجاب و اسناد
[آرشیو شده ها]

Copyright ©  www.persian templates.com

 ©templatedesigned by: http://Nooshin17.persianblog.com