ما در يک مسيري حرکت مي کنيم که معلوم نيست فردا چه اتفاقي مي افتد؟و يکسري مسائل به طور مستقيم و محسوس براي ما قابل مشاهده نيست .گاهي خودمان فکر مي کنيم اين کار درست است درصورتي که درست نيست وبعدها به اشتباهات خود پي مي بريم .بعضي وقتها غير از گفتن بايست پي ببريم.
در ارتياط با انسان وخدا ،خداوند با عمل خود حرف مي زند لذا اعمال و اتفاقاتي که در طول تاريخ رخ مي دهد رسولان حق اند.
يک امر تنها در عالم محسوسات حقيقي نمي شود.خواب يکي از اين مصاديق است که خواب را تعبير ميکنند چون اين حقيقتي که در خواب ميبينيم دير يا زود در عالم محسوسات به وقوع مي پيوندد.خوابهاي معروفي در تاريخ داريم مانند خوابهايي که شاهان ديدند وتعبير کنندگان آن را تعبير کردند.و گفتند: سلطنت تو اينگونه مي شود يا آنگونه!
لذا خداوند مجرايي را قرار داده که در آن مي توانيم مشيت واراده اش راببينيم .با اتفاقاتي که رخ مي دهد مي توان فهميد که مادرست حرکت ميکنيم ياخير؟ و خدا از ما راضي است يا خير؟ که اين درک کار بزرگان است.
در کنار محسوسات سخن از معقولات است سخن از خيال وذهنيات ودر ان بالا عالم قدس است .لذا مطالعه قواي نفس ونفس در درک اين مجرا واين ماجرا ضرورت دارد.وبايست به قرآن روي آورد وداستان انبياء را مطالعه نمود که براي هرپيامبري حکمتي است.که اين حکمت ها را نگين گويند که فص است ومي شودفصوص الحکم
عالم يک سلطان بيشتر ندارد و هرچه او بخواهد مي شود.امر او يک موضوع واحد است اين امر واحد گاه روي اختيار دارد وگاه روي جبر لذا جبر يا اختيار نيست.و او هرچه بخواهد همان مي کند اگر تو از او کمک بخواهي کمک مي کند و اگر بدگمان باشي بد گماني مي بيني که او فيض را رسانده و خودت در شدي. تو در راه رستگاري باش و در سلطنت او حدود خود را بشناس و تو را مقامي بس رفيع داده که اگر بداني که هستي آنچنان مي گردي .الهم صل علي محمد وآل محمد از او خواه که دارد و مي خواهد از او خواهي از ا و مخواه که ندارد ومي کاهد اگر بخواهي .
تاويل به معني مراد است و تعبيروتاويل وتفسير بدين سبب کاربرد دارد.