حرکت در تاريکي زماني رخ مي دهد که شما نمي دانيد در يک مجموعه اي که در مورد شما قضاوت و تصميم گيري مي کنند چه گذشت و شما با دو جريان در تناوبيد .
1- قضاوت هاي خوبي صورت گرفته
2-حسابي در مورد شما کج انديشي شده
3-به شما تهمت زده شده
4-عيوب شما را ظاهر کردند
و...
چه بايست کرد ؟
اگر شما يکي از اين گزينه ها را باور کنيد و حرکت کنيد مي شود حرکت در تاريکي اين مثال جامعه شناختي حرکت در تاريکي بود.در تاريکي آيا بايست حرکت کرد ؟ هميشه لازم نيست حرکت کنيم
مهم اين است که شما مديريت برخود را از دست ندهيد و وقت شناس باشيد که پيش از وقت شتاب نکنيدو نقاط ضعف از خود برجاي نگذاريد و اگر هم گذاشتيد همان جا نقطه را جبران کنيد.نبايست در مسايلي که علم بدان نداريد فرو رويد بايست آنها را رها کرد اما در درست حرکت کردن خود بکوشيد
مديريت برخود يعني مواظب باش تحريک اشتباهي نشوي .
يقين با تلقين تقويت مي شود مثل ميت که در فبر برايش تلقين مي خوانند و يقين خيلي مهم است يقين يعني باور اگر آدمي سالم باورکند مريض است بيمار مي شود .چه قدر تلقين روي اين باور اثر دارد لذا ذکر يکي از نيروهاي کمکي نفس است که دل را جلا مي دهد.خود تصور نقش آفريني مي کند .لذا مهم است خوب انديش باشيم يابد انديش
فايده يقين اگر رضايت را بدان اضافه کني يعني يک زندگي که تو داراي ادراک ملايم از آن هستي و حسن حال داري .خدا را در جريانات نبايست حذف کني که اصل اوست .گزينه هاي صحبت زياد شد بايست در آينده از يقين و عشق خدا به خودش بگوييم .